سلام عسلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل دوست دارم
عسل من دیگه تصمیممو گرفتم یعنی خیلی وقته که تصمیممو گرفتم من تورو میخوام تا آخرش. خواهرت واقعا" راست میگفت حرفاش خیلی رو من تاثیر گذاشت. حرف درستو همیشه آدم باید قبول کنه تا بعدا" پشیمون نشه منم داشتم تو زندگیم راهه اشتباهو میرفتم که الان فهمیدم جلو چشام پرده ای بود که به تنهایی نمیتونستم مسیرمو پیدا کنم شما منو نجات دادین.
الانم آدم شدم حقیقتو میگم من قلیون میکشیدم امروز آتیشش زدم . دیگه تصمیم گرفتم با افکارات بچه گونه آیندمم تباه نکنم گذشته هیچوقت بر نمیگرده فکر میکنی گذشته چیه عسل؟ گذشته همین حالاس که بعدا" تبدیل به گذشته میشه پس نباید حالارو خراب کنیم که بعدا" بشینیم حسرتشو بخوریم منو تو الان هر لحظمون ارزش داره هر دوست دارم گفتنمون باعث میشه یه پله واسه آینمون بسازیم.. تو به من گل دادی امروز خوب خیلی خوشحالم کردی این خودش یعنی پیشرفت به خودم تبریک میگم که بلاخره منو فهمیدی.
عسل آیندمون زیباس بهت اینو قول میدم من باهاتم تو شادیاتو غصه هات البته میخوام واست زندگیو طوری بسازم که توش غم نباشه غصه نباشه ... واسم دعا کن بتونم من مصمم تصمیم خودمو گرفتم بقیش با تو.. خواستن یا نخواستن من دست تو.
خیلی دوست دارم

همیشه اینجا شعر مینوشتم ولی عسل این دفعه میخوام خودم بنویسم...
وقتی دستای معصوموگرمت دستای سردو آلوده منو گرفت احساس تازه ای به صحرای
خشک قلبم وزید احساسی که تا بحال هیچکس به من نشون نداده بود . فهمیدم فرشته
نجاتی که خیلیا ازش حرف میزنن وجود داره ولی مال هرکسی متفاوت که باید پیداش کنه من
مال خودمو پیدا کرده بودم ولی احساس اینقدر لبریز شده بود که به ترس تبدیل شده بود
ترس از اینکه فرشته از دست من ناراحت نشه ... صدایی که همیشه تو ذهنم بود: نیما این
آخرین فرصت... گذشت... تا بلاخره من امتحانمو پس دادم فرشته من قول داده که هیچوقت
نره اون منو دوست داره ... عسل منم دوست دارم عزیزم خیلی زیاد